السيد مرتضى العسكري

376

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

حكمت چنين تغييرى نيز آن بود كه ، بنى اسرائيل قومى لجوج و كينه‌توز بودند . با انبياى خود دشمنى مىكردند و از نفس امّاره بالسوء پيروى مىنمودند و در مقابل دشمنان سستى و زبونى نشان مىدادند . اين قوم پس از آنكه خداوند دريا را برايشان شكافت و از ذلّت بردگى فرعون رهائىشان داد ، گوساله‌پرست شدند و از ورود به سرزمين مقدسى كه خدا براى آنان تهيه ديده بود - از وحشت برخورد با عمالقه كه در آنجا بودند - سرباززدند . پاكسازى و بازسازى نفوس چنين امتى نيازمند نوعى سخت‌گيرى در شريعت بود ، لذا ، هم بايد مؤمنانى كه گوساله را پرستش نكرده بودند مرتدّان گوساله‌پرست را مىكشتند و هم ، كار كردن در روز شنبه بر آنان حرام مىشد و هم ، چهل سال در صحراى سينا سرگردان مىماندند ! از سوى ديگر ، از آن رو كه آنان تنها مؤمنان عصر خود بودند ، و اطراف آنان را ملت‌هاى كافر تجاوزگر نيرومندى احاطه كرده بود ، نيازمند ارتباط و پيوندى قوى و تنگاتنگ در ميان خود بودند تا نقاط ضعف خويش را جبران كرده و به يكديگر يارى رسانند و از ديگران متمايز و به خويشتن پيوسته باشند ؛ براى وصول به اين اهداف ، خداوند قبله ويژه‌اى براى آنان تعيين فرمود كه ، تابوت دربردارنده الواح تورات ، كتاب شريعت ويژه آنان - و ساير ما ترك آل موسى و آل هارون - « 1 » در آن قرار گرفته بود ، و نيز ، قوانين ديگرى متناسب با شرايط زمان و مكان و ظرفيت خاص آنان نازل فرمود . در دوره عيسى بن مريم عليه السّلام مدت برخى از اين قوانين با از بين رفتن پاره‌اى از شرايط به آخر رسيد و عيسى عليه السّلام بعضى از آن محرمات را به فرمان خدا حلال كرد . در عصر خاتم انبيا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، بنى اسرائيل در شهرها پراكنده شدند و با ساير مردمان گرد آمدند ، آنان و ملت‌هائى كه ايشان در بين آنها زندگى مىكردند ، از اينكه ماهيتشان مشخص شود و ديگران دريابند كه اينان از جنس آنان نيستند ، و ساختارشان از همسايگان و همشهرىها جداست ، آزرده خاطر مىشدند ؛ بويژه كه مردم شهرها اسرائيلى را از خود نمىدانستند و او را مشكل‌ساز و بلوا آفرين مجامع يكنواخت مىدانستند . بدين سبب ،

--> ( 1 ) - بقره / 284 .